قاب های خالیروشنک آرامش1403/01/26قابهای خالی فکرهای مبهم و گرامافونی که مدام به جای موزیک حرفهای درهم پخش میکند زنی که ابرها را جارو میکند همیشه فکرهای بارانی دارد ... بیشتر بخوانید
سوراخروشنک آرامش1403/01/18تابلوی نقاشی را دوست دختر سابقش فرستاده بود، یک تابلوی مربع پنجاه در پنجاه که وسطش یک چشم با مردمک سیاه بود، چشم را با ... بیشتر بخوانید
درنای سفیدروشنک آرامش1402/03/03درنای سفید داستانی از سارا اورن جوئت نویسنده ، رمان نویس و شاعر اهل آمریکا است که توسط روشنک آرامش به فارسی ترجمه شده است ... بیشتر بخوانید
همسفر خیالروشنک آرامش1401/03/04توی چشماش دو ماهی لرزان زیر اون پلکهای مهتابیش موج میزد توی نگاهش عشق شکل دریا با موجهای آبیش پوستش رنگ زرد گندمزار زیر اون ... بیشتر بخوانید
فاصلهی عشق و جنونروشنک آرامش1401/03/04«قشنگ» بود و سر انگشتانش به فلسفهی بوسه آغشته زبان پلک را میفهمید و روی مردمکهایم مینوشت « خواب » قطره قطره روی شانههایش آب ... بیشتر بخوانید
گردابروشنک آرامش1401/01/27قاشق کوچک چایخوری در فنجان قهوه میچرخید و گرداب کوچکی به وجود می آورد، یاد اثر پروانه ای افتادم که میگفت «بال زدن پروانه ای ... بیشتر بخوانید
اندوهروشنک آرامش1400/11/20اندوه نه خرچنگی ست که مرا از درون می کاود و تهی می کند و نه گوزنی که شاخ هایش را در شکمم فرو برده ... بیشتر بخوانید
آدم های پوشالیروشنک آرامش1400/11/20از تاریکی چیزی در دل شب جا بگذار شب از رونق افتاده ستاره ها اشغال کرده اند تاریکی را حرفی بزن تا خاموش شوند تا ... بیشتر بخوانید
لحظه ی عمیق دوست داشتنروشنک آرامش1400/08/06من کشف یک مرد غمگینم مردی که با دست های خالی کوزه ی دلم را چون باستان شناسی از خاک سینه ام بیرون کشید من ... بیشتر بخوانید