آزاد

Loneliness

تنهایی

تنهایی اتاقی‌ست که با هر نفس بزرگتر میشود و آن‌قدر تاریک است که حجمش را نمی‌فهمم انگار چند نفر  در اتفاقی ناگهان در یک نفر ... بیشتر بخوانید
Crow

کلاغ

وجب می‌کنی تنهایی‌ام را تا برای مترسکی که بر شانه‌اش می‌نشینم پیراهنی تازه بدوزی چهل تکه‌ی تنهایی چهل تکه‌ی اندوه و روزهایی که قیچی می‌شوند ... بیشتر بخوانید

«قشنگ »بود

«قشنگ» بود و سر انگشتانش به فلسفه‌ی بوسه آغشته زبان پلک را می‌فهمید و روی مردمک‌هایم می‌نوشت « خواب » قطره قطره  روی شانه‌هایش آب ... بیشتر بخوانید