حرف های من و او (دوم)روشنک آرامش1400/03/10گفتم: دیشب خوابش و دیدم ، برام یه گردنبند خریده بود ، من اما مردد بودم بگیرمش.پرسید : چرا تردید ، این همه منتظرش بودی.گفتم: ... بیشتر بخوانید
حرف های من و او (اول)روشنک آرامش1400/03/10-تاحالا برای کسی شعر نوشتی؟+آره!-تا حالا کسی برایِ تو چیزی نوشته؟+نه!-غصه نمی خوری؟ اوایل خیلی غصه می خوردم، الان که دلیلش و فهمیدم غصه نمی ... بیشتر بخوانید