جنگروشنک آرامش۱۴۰۳/۰۸/۱۴جنگ خونهی ما شبیه میدونه رو زمینش هنوز مین داره یه مترسک نشسته تو خونه که لباسش سیاهه، چین داره با تموم ستارهها قهره ... بیشتر بخوانید
تقصیر هیچکس نیستروشنک آرامش۱۴۰۳/۰۸/۰۲تقصیر هیچکس نیست صدای زنگ در میآید. علی که روی مبل دراز کشیده رو به رضا که مثل ماتم زدهها دو زانو روی مبل نشسته ... بیشتر بخوانید
وقتی خودم را گم می کنمروشنک آرامش۱۴۰۳/۰۶/۲۱تیک تاک تیک تاک و عقربههایی که ساعت را دور میزنند میدانی کوچک با فتوحات بزرگ، و زمان زیر دست و پای ثانیهها له میشود ... بیشتر بخوانید
وحشیروشنک آرامش۱۴۰۳/۰۵/۲۲ در تاریکی زندگی میکرد، پشت سرش حرف و حدیث بود که عروس جنها شده، برای همین نمیتواند از اتاق تاریکش بیرون بیاید، پنجره را ... بیشتر بخوانید
درنای سفیدروشنک آرامش۱۴۰۲/۰۳/۰۳درنای سفید داستانی از سارا اورن جوئت نویسنده ، رمان نویس و شاعر اهل آمریکا است که توسط روشنک آرامش به فارسی ترجمه شده است ... بیشتر بخوانید
همسفر خیالروشنک آرامش۱۴۰۱/۰۳/۰۴توی چشماش دو ماهی لرزان زیر اون پلکهای مهتابیش موج میزد توی نگاهش عشق شکل دریا با موجهای آبیش پوستش رنگ زرد گندمزار زیر اون ... بیشتر بخوانید
فاصلهی عشق و جنونروشنک آرامش۱۴۰۱/۰۳/۰۴«قشنگ» بود و سر انگشتانش به فلسفهی بوسه آغشته زبان پلک را میفهمید و روی مردمکهایم مینوشت « خواب » قطره قطره روی شانههایش آب ... بیشتر بخوانید
گردابروشنک آرامش۱۴۰۱/۰۱/۲۷قاشق کوچک چایخوری در فنجان قهوه میچرخید و گرداب کوچکی به وجود می آورد، یاد اثر پروانه ای افتادم که میگفت «بال زدن پروانه ای ... بیشتر بخوانید
اندوهروشنک آرامش۱۴۰۰/۱۱/۲۰اندوه نه خرچنگی ست که مرا از درون می کاود و تهی می کند و نه گوزنی که شاخ هایش را در شکمم فرو برده ... بیشتر بخوانید