بعد از مرگ هم دوستت دارم(سوم)روشنک آرامش1400/05/13دانه که جوانه را نمی فهمد، اگر بهار بوسه هایش را به تن خاک ننشاند؛ داشتم به دانه ی وجودم فکر می کردم که اگر ... بیشتر بخوانید
درخت خیابان ولیعصرروشنک آرامش1400/05/13روي صندلي ام جابجا می شوم، به من خیره شده است ، با آن چشم هاي سياه گيرا ، انگار از يك تابلوي نقاشي متجلي ... بیشتر بخوانید
وفاداریروشنک آرامش1400/05/13دكمه هاي پيراهنش را كه مي بست ، دلم گرفت . دهانم گس شده بود انگار كه خرمالو خورده باشم.گفتم: وفاداري من به تو ترسناكه!بدون ... بیشتر بخوانید
تنهاییروشنک آرامش1400/02/18حوصله نداشتم برايش توضيح بدهم كه چرا اين همه غم گينم، البته او هم حوصله ي سوال پرسيدن نداشت، ترجيح داد بنشيند و يك سريال ... بیشتر بخوانید