میگرنروشنک آرامش1403/04/31درد را ریختهاند در کاسهی سرم و معجونی از تهوع در گلویم پاشیدهاند و کسی دارد یکی یکی دندانهای نیشم را از ریشه بیرون میآورد ... بیشتر بخوانید
خون شور استروشنک آرامش1403/03/06خون شور است عسل شیرین وقتی انگشتت را به طمع عشق گاز میگیرم مزهی برف میدهی سرد، یخبسته، خالی آفتاب را زیر پنجهی ابر پنهان ... بیشتر بخوانید
جزیرهروشنک آرامش1403/03/03جزیره خسته از بیهمزبونی یه جزیره توی دریا یه جزیره که غریبِ یه جزیره تک و تنها پره از بغضای دیروز پره از دردای فردا ... بیشتر بخوانید
کلاغروشنک آرامش1403/02/19وجب میکنی تنهاییام را تا برای مترسکی که بر شانهاش مینشینم پیراهنی تازه بدوزی چهل تکهی تنهایی چهل تکهی اندوه و روزهایی که قیچی میشوند ... بیشتر بخوانید
بیمارستان آتیهروشنک آرامش1403/02/15چند نفر دارند پچپچ میکنند، صدایشان مثل فرو رفتن نوک سوزن روی پوست، آزارم میدهد، به این فکر میکنم که چرا باید شنوایی اولین حسی ... بیشتر بخوانید
بیدمجنونروشنک آرامش1403/02/02مامانکتی سیگارش را با شعلة گاز روشن کرد و در تراس را باز کرد و نشست روی صندلیهای سفید آهنی که قبلا در باغ عمارت ... بیشتر بخوانید