تنهاییروشنک آرامش1403/03/27تنهايي اتاقيست كه با هر نفس بزرگتر ميشود و آنقدر تاريك است كه حجمش را نميفهمم انگار چند نفر در اتفاقي ناگهان در يك نفر ... بیشتر بخوانید
خون شور استروشنک آرامش1403/03/06خون شور است عسل شیرین وقتی انگشتت را به طمع عشق گاز میگیرم مزهی برف میدهی سرد، یخبسته، خالی آفتاب را زیر پنجهی ابر پنهان ... بیشتر بخوانید
همسفر خیالروشنک آرامش1401/03/04توی چشماش دو ماهی لرزان زیر اون پلکهای مهتابیش موج میزد توی نگاهش عشق شکل دریا با موجهای آبیش پوستش رنگ زرد گندمزار زیر اون ... بیشتر بخوانید
فاصلهی عشق و جنونروشنک آرامش1401/03/04«قشنگ» بود و سر انگشتانش به فلسفهی بوسه آغشته زبان پلک را میفهمید و روی مردمکهایم مینوشت « خواب » قطره قطره روی شانههایش آب ... بیشتر بخوانید
لحظه ی عمیق دوست داشتنروشنک آرامش1400/08/06من کشف یک مرد غمگینم مردی که با دست های خالی کوزه ی دلم را چون باستان شناسی از خاک سینه ام بیرون کشید من ... بیشتر بخوانید