شعر آزاد

four

چهار

چهار مقدس  نبود مثل چهار دیوار بدون پنجره مثل چهار درِ بسته که پشتشان یک سؤال تکراری گیر کرده انگار بغضی در گلو یا قلابی ... بیشتر بخوانید
Loneliness

تنهایی

تنهايي اتاقي‌ست كه با هر نفس بزرگتر ميشود و آن‌قدر تاريك است كه حجمش را نمي‌فهمم انگار چند نفر  در اتفاقي ناگهان در يك نفر ... بیشتر بخوانید
Crow

کلاغ

وجب می‌کنی تنهایی‌ام را تا برای مترسکی که بر شانه‌اش می‌نشینم پیراهنی تازه بدوزی چهل تکه‌ی تنهایی چهل تکه‌ی اندوه و روزهایی که قیچی می‌شوند ... بیشتر بخوانید