چهارروشنک آرامش1403/04/07چهار مقدس نبود مثل چهار دیوار بدون پنجره مثل چهار درِ بسته که پشتشان یک سؤال تکراری گیر کرده انگار بغضی در گلو یا قلابی ... بیشتر بخوانید
تنهاییروشنک آرامش1403/03/27تنهايي اتاقيست كه با هر نفس بزرگتر ميشود و آنقدر تاريك است كه حجمش را نميفهمم انگار چند نفر در اتفاقي ناگهان در يك نفر ... بیشتر بخوانید
بی احساس مثل توروشنک آرامش1403/03/27ازت دنيامو دارم پس ميگيرم ميخوام مثل تو بياحساس باشم شبا با فكر تو رويا ببينم ولي پيش تو ظاهر ساز باشم ازت دنيامو دارم ... بیشتر بخوانید
کافهروشنک آرامش1403/03/13یه چیزی بسته راه حنجرم رو یه چیزی شکل بغضای شبونه تا حرفی میزنم گریهم میگیره گاهی میریزه اشکام بیبهونه یه جاده پهن شد روی ... بیشتر بخوانید