درخت خیابان ولیعصرروشنک آرامش1400/05/13روي صندلي ام جابجا می شوم، به من خیره شده است ، با آن چشم هاي سياه گيرا ، انگار از يك تابلوي نقاشي متجلي ... بیشتر بخوانید
وفاداریروشنک آرامش1400/05/13دكمه هاي پيراهنش را كه مي بست ، دلم گرفت . دهانم گس شده بود انگار كه خرمالو خورده باشم.گفتم: وفاداري من به تو ترسناكه!بدون ... بیشتر بخوانید
بعد از مرگ هم دوستت دارم(دوم)روشنک آرامش1400/03/10خدا به خاطر عشق، زمین را آفرید و هر بار پشیمان شد، عاشقی مثل پیامبر ظهور کرد.حالا من آن عاشقم، از عصاره ی احساس من ... بیشتر بخوانید
بعد از مرگ هم دوستت دارم(اول)روشنک آرامش1400/03/10مثل تشنه ای که سیراب نمی شود ، تو را می نوشم و عطشم تمام نمی شود.استسقای تو را گرفته ام.من حتی بعد از مرگ ... بیشتر بخوانید
حرف هایی که نباید می گفتم (دوم)روشنک آرامش1400/03/10شسته بودم به چله ی تنهایی، به پیله ای که تنیده بودم تا دور شوم از عشق ، از امیدهای واهی ، از خیال هایی ... بیشتر بخوانید
حرف هايي كه نبايد مي گفتم(اول)روشنک آرامش1400/03/10مسافر زماني هستيم، كه هر يك از ما فراي سن و سال،از گذاشتن بار احساسي خود بر شانه هاي يك نفر دوري مي كنيم!نمي دانم ... بیشتر بخوانید
حرف های من و او (دوم)روشنک آرامش1400/03/10گفتم: دیشب خوابش و دیدم ، برام یه گردنبند خریده بود ، من اما مردد بودم بگیرمش.پرسید : چرا تردید ، این همه منتظرش بودی.گفتم: ... بیشتر بخوانید
حرف های من و او (اول)روشنک آرامش1400/03/10-تاحالا برای کسی شعر نوشتی؟+آره!-تا حالا کسی برایِ تو چیزی نوشته؟+نه!-غصه نمی خوری؟ اوایل خیلی غصه می خوردم، الان که دلیلش و فهمیدم غصه نمی ... بیشتر بخوانید
باید برای جای خالی ام نامه ای بنویسم(دوم)روشنک آرامش1400/03/08دنیایی که در آن بوسیدنت حرام بود، تبدیل به دنیایی شده که دیگر بوسیدن ناحلالت ،ناروا شده.آغوشت همان سیب ممنوعه ای که گناهش سوختن در ... بیشتر بخوانید