تهوعروشنک آرامش1400/03/02پاهايش را بغل كرده بود و آب دهانش را قورت مي داد، مواظب بود بغضش نتركد، گفتم: هر شروع ، پاياني داره.اخم كرد يعني برايش ... بیشتر بخوانید
سيمِ آخر…سيمِ نبودنشروشنک آرامش1400/03/02دوستش داشتم اما نمي توانستم بمانم، تنم براي تحمل تحقير هايش جا نداشت . وصله هايش به من نمي چسبيد ، هر لباسي مي بافت ... بیشتر بخوانید
تنهاییروشنک آرامش1400/02/18حوصله نداشتم برايش توضيح بدهم كه چرا اين همه غم گينم، البته او هم حوصله ي سوال پرسيدن نداشت، ترجيح داد بنشيند و يك سريال ... بیشتر بخوانید